انتظارات از دولت آنطور که باید و شاید برآورده نشده است
یک سال از آغاز به کار دولت پزشکیان سپری شده و در این مدت، کشور همچنان با مجموعهای از چالشهای پیچیده و اثرگذار بر زندگی روزمره مردم دست و پنجه نرم میکند.

کرامت انسانی – محمد مهدی کریمی ( مدیر مسئول کرامت انسانی ) یک سال از آغاز به کار دولت پزشکیان سپری شده و در این مدت، کشور همچنان با مجموعهای از چالشهای پیچیده و اثرگذار بر زندگی روزمره مردم دست و پنجه نرم میکند. مشکلاتی نظیر افزایش افسارگسیخته قیمت کالاهای اساسی، تداوم ناترازی انرژی، افزایش نرخ ارز(کاهش ارزش پول ملی)، کسری بودجه ساختاری، و ناهمگنی در کابینه و مدیریت استانداریها، نه تنها نشانه ضعفهای مدیریتی هستند بلکه اعتماد عمومی را نیز تحت فشار قرار دادهاند.
امیدها و واقعیتها
در ایام انتخابات، بسیاری از حامیان، پزشکیان را با ماهاتیر محمد، نخستوزیر اصلاحگر مالزی، مقایسه میکردند؛ رهبر سیاسیای که توانست با برنامهریزی بلندمدت، مالزی را از یک کشور کشاورزی سنتی به اقتصادی صنعتی و مدرن بدل کند. اما اکنون، یک سال پس از آغاز کار، دولت پزشکیان هنوز نتوانسته است انتظارات و امیدهای شکلگرفته را محقق سازد. افزایش شدید قیمتها، تداوم بحران انرژی و نبود راهکارهای اجرایی مؤثر، از مهمترین نشانههای این ناکامی است. برای نمونه، در شهرستان شاهرود با وجود گذشت بیش از یک سال، هنوز کوچکترین اثری از تغییرات وعدهدادهشده مشاهده نمیشود و این شهرستان همچنان در حاشیه تصمیمگیریها باقی مانده است.
بحران انرژی؛ آزمون مدیریت دولت
امروز بحران آب و برق به یکی از مهمترین دغدغههای ملی بدل شده است. در چنین شرایطی، اظهارات رئیسجمهور مبنی بر «به من بگویید چه کار کنم؟» اگرچه میتواند نوعی صراحت در بیان واقعیتها تلقی شود، اما در مقام عالیترین مسئول اجرایی کشور، نشانهای از عدم مسئولیتپذیری و سردرگمی در مدیریت به شمار میآید. مدیریت انرژی نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختها، مدیریت منابع و اصلاح الگوهای مصرف است. اما متأسفانه دولت تاکنون اقدام قابلتوجهی در این مسیر ارائه نکرده و بیشتر درگیر واکنشهای مقطعی و روزمرگی بوده است.
مردم؛ همراه یا جایگزین دولت؟
بدیهی است که مشارکت مردم در مدیریت بحرانها ضرورت دارد، اما مشارکت به معنای واگذاری تمام مسئولیتها به دوش مردم نیست. دولت موظف است با شفافیت، برنامهریزی و جلب اعتماد عمومی، بستر مشارکت واقعی را فراهم سازد؛ در حالی که نقش اصلی هدایت و راهبری همچنان باید بر عهده حاکمیت باقی بماند.
ضرورت بازنگری و تغییرات جدی
امروز کشور در آستانه یک تصمیم سرنوشتساز قرار دارد. ادامه وضعیت موجود نه تنها بحرانها را حل نخواهد کرد بلکه نارضایتیهای عمومی را تشدید میکند. زمان آن رسیده است که رئیسجمهور و تیم مدیریتی او، با بازنگری در سیاستها، تغییر در ساختار کابینه و اصلاح مدیریت استانداریها، مسیر تازهای پیش پای کشور بگذارند. آنچه مردم انتظار دارند، نه تکرار وعدهها، بلکه اقدام فوری و ملموس است. بازگرداندن اعتماد عمومی بدون تغییرات واقعی ممکن نیست.
یک سال نخست دولت هر رئیسجمهور، معمولاً شاخصی برای ترسیم مسیر آینده آن دولت است. اکنون که یک سال از دولت پزشکیان گذشته، باید صادقانه پرسید: آیا این مسیر به سوی اصلاح و توسعه پایدار است یا در چرخهای از مشکلات تکراری گرفتار شدهایم؟ انتظار میرود دولت چهاردهم با برنامهای مدون، تصمیمات قاطع و تغییرات اساسی، گامهایی مؤثر برای رفع مشکلات بردارد و نشان دهد که صدای مردم را شنیده و ارادهای جدی برای پاسخگویی به نیازهای آنان دارد.



