آب و انرژیاجتماعیاقتصادیدولتسیاسیشهری

تخلیه تهران یا زیست‌پذیری پایتخت

برای نخستین بار، رئیس‌جمهور به‌صراحت از «تخلیه تهران» سخن گفته است؛ موضوعی که بیان آن نشان می‌دهد بحران آب و زیست‌پذیری در پایتخت به نقطه‌ی هشدار رسیده است. اما واقعیت این است که چنین راه‌حلی، به‌جای مواجهه با مسئله، بیشتر به «پاک کردن صورت مسئله» شباهت دارد.

کرامت انسانی – گروه اقتصادی: برای نخستین بار، رئیس‌جمهور به‌صراحت از «تخلیه تهران» سخن گفته است؛ موضوعی که بیان آن نشان می‌دهد بحران آب و زیست‌پذیری در پایتخت به نقطه‌ی هشدار رسیده است. اما واقعیت این است که چنین راه‌حلی، به‌جای مواجهه با مسئله، بیشتر به «پاک کردن صورت مسئله» شباهت دارد. تهران را نمی‌توان تخلیه کرد؛ باید آن را اصلاح و نجات داد.
مشکل اصلی در کمبود آب نیست، بلکه در شیوه‌ی مدیریت آن است. سال‌هاست که حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از آب تهران در شبکه‌ای فرسوده با لوله‌های پنجاه‌ساله هدر می‌رود. در بخش کشاورزی، ۹۰ درصد منابع آبی کشور صرف تولیداتی کم‌بازده می‌شود، و در سیاست‌گذاری، نگاه ما هنوز «تأمین‌محور» است، نه «مدیریت‌محور». ما آب را همچون منبعی پایان‌ناپذیر مصرف کرده‌ایم، بی‌آنکه به آینده و به نسل‌های پس از خود فکر کنیم. اینها همان واقعیت‌هایی است که کارشناسان سال‌هاست درباره‌شان هشدار می‌دهند.
با نگاهی به سه دهه‌ی اخیر، می‌توان دید که تقریباً همه دولت‌ها، با وجود تفاوت‌های سیاسی، در یک اشتباه مشترک بوده‌اند: اصرار بر ادامه‌ی الگوهای نادرست و پرهزینه. اما نباید تصویر را کاملاً سیاه دید. هر دوره، تلاش‌هایی نیز برای اصلاح انجام شده است؛ از طرح تعادل‌بخشی آب‌های زیرزمینی گرفته تا لایحه‌ی حفاظت از تالاب‌ها و برنامه‌های اصلاح الگوی کشت. هر چند آنطور که باید موثر نبوده است. این گام‌ها کوچک اما ارزشمند بوده‌اند و می‌توان بر پایه‌ی آنها حرکت‌های بزرگ‌تری انجام داد.
نباید نقش مردم را در این میان نادیده گرفت. در تهران، سرانه‌ی مصرف آب خانگی حدود ۵۰ درصد بیش از میانگین جهانی است. حتی اگر دولت تمام شبکه‌ی آب را نوسازی کند، تا زمانی که الگوی مصرف در خانه‌ها تغییر نکند، بحران ادامه خواهد داشت. همه‌ی ما، شهروندان و مسئولان، در برابر آب مسئولیم.
اکنون زمان آن است که از گفت‌وگوهای انتقادی و اتهامی فاصله بگیریم و به سمت راه‌حل‌های عملی برویم. می‌توان به‌جای شعار «تخلیه تهران»، برنامه‌ای واقعی و مرحله‌به‌مرحله تدوین کرد:
اصلاح ده‌هزار کیلومتر از شبکه‌ی فرسوده‌ی لوله‌کشی تا سال ۱۴۰۷ که می‌تواند صدها میلیون مترمکعب صرفه‌جویی به همراه داشته باشد؛
نصب اجباری کنتورهای هوشمند برای چاه‌های کشاورزی تا سال ۱۴۰۵؛
تغییر سیاست خرید محصولات کشاورزی و جایگزینی کشت‌های کم‌آب‌بر در مناطق خشک؛
اجرای طرح ملی «هر خانه یک کاهنده فشار» با مشارکت مردم و رسانه‌ها؛
و انتشار شفاف و هفتگی تراز آب کشور برای افزایش آگاهی عمومی و اعتماد اجتماعی.
تهران هنوز قابل نجات است. نجات آن نه با طرح‌های پرهزینه‌ی انتقال آب از دریا، بلکه با عقل، صداقت و مشارکت جمعی ممکن است. اگر امروز دولت، مجلس، شهرداری‌ها، کشاورزان و مردم تصمیم بگیرند کنار هم بایستند، می‌توان در کمتر از یک دهه، پایتخت را از بحرانی‌ترین شهر خاورمیانه به نمونه‌ای از پایداری شهری تبدیل کرد.
نجات تهران نیازمند شجاعت، همدلی و یک عذرخواهی صادقانه از نسل‌های آینده است؛ نسلی که اگر امروز عمل نکنیم، شاید دیگر جایی برای زندگی در این شهر نداشته باشد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا