بازآفرینی «اعتماد» از دست رفته
سال 1404 به عنوان سال سرمایه گذاری برای تولید نامگذاری شده است. یکبار دیگر شعار سال «اقتصادی» تبیین شد تا همچنان اقتصاد و تولید به عنوان رکن سیاستگذاری حاکمیت نامیده شود. سرمایه گذاری برای تولید اما پیش نیازهایی دارد که مهمترین آنها اعتماد است.

کرامت انسانی – گروه اقتصادی: سال 1404 به عنوان سال سرمایه گذاری برای تولید نامگذاری شده است. یکبار دیگر شعار سال «اقتصادی» تبیین شد تا همچنان اقتصاد و تولید به عنوان رکن سیاستگذاری حاکمیت نامیده شود. سرمایه گذاری برای تولید اما پیش نیازهایی دارد که مهمترین آنها اعتماد است.
در سال های اخیر با عدم اتخاذ سیاست های مناسب و درست اقتصادی توسط دولت ها باید اذعان کرد که اعتماد عمومی به دولت با چالش جدی روبرو شده است. مثال بارز این امر را می توان در بورس و دخالت های متعدد دولتی ها در آن دانست که توانسته بود کورسوی امیدی را برای اعتماد به حاکمیت، جمع آوری نقدینگی از دست مردم و سوق دادن سرمایه های مردمی به سمت تولید، ایجاد کند و البته توانست با فرآیند خوبی که دنبال می کرد، موفقیت هایی را نیز کسب کند اما به یکباره دخالت های دولتی و سیاست های نادرست اقتصادی همه چیز را فرو ریخت و دوباره دیوار بی اعتمادی بین مردم و حاکمیت دولتی بالا کشیده شد تا جایی که حالا به سختی می توان مردم را به سرمایه گذاری دعوت کرد به خصوص اگر دعوت کننده دولت باشد! پس باید چه کرد؟
به نظر می رسد در سال های اخیر دلالی یا سرمایه گذاری روی سکه و دلار و به خصوص طلا که بیشترین سود را نصیب مردم کرده، جذابیت های بسیار بیشتری از سرمایه گذاری بر روی تولید دارد زیرا سودی نسبتاً و تقریباً تضمین شده دارد کما اینکه طلا نشان داد که مطمئن ترین راه سرمایه گذاری است و در وهله دوم دردسرها و ریسک های عجیب و غریب تولید را هم ندارد. دلالی یا خرید و فروش سکه و دلار و … بدترین راهی است که می توان شاهد بود اما چاره چیست؟ درواقع نمی توان توقع داشت که مردم سود بالای طلا به ویژه در دو الی سه سال اخیر را رها کنند و سرمایه های خرد خود را که با هزاران بدبختی و مشقت بعد از سال ها کار و تلاش گردآوری کرده اند را صرف تولیدی کنند که یک روز آب ندارد، یک روز برق ندارد، یک روز مواد اولیه ندارد، یک روز بازار فروش ندارد، یک روز به واسطه ناایمن بودن محیط کار شاهد حوادث هستیم و ده ها مورد دیگر؛ پس باید به مردم حق داد که سراغ سرمایه گذاری کم ریسک تری بروند که همیشه هم سود بدهد. از طرف دیگر، دولت هم باید کاری کند که نقدینگی از دست مردم جمع آوری و به سمت تولید سوق داده شود وگرنه هرگز نمی تواند تورم را کنترل و سیاست های تولید محور و اشتغال زای خود را اجرایی کند.
یک فعال اقتصادی در گفتگو با خبرنگار کرامت انسانی با بیان اینکه دولت باید یک بازآفرینی اعتماد را در جامعه داشته باشد، گفت: ماجرای بورس بسیار به اعتماد عمومی خدشه وارد کرد زیرا بعد از سال ها بالاخره دولت توانسته بود راهی برای جمع آوری نقدینگی مردم و سوق دادن آن به سمت تولید پیدا کند اما خیلی سریع این راه هم با اشتباهات خود دولتی ها بسته شد و مهمتر از آن اثر روانی شکست مردم در بورس بود که بسیار به دولت ضربه وارد کرد و جبران کردن آن بشدت دشوار است.
سید هادی موسوی با بیان اینکه در همین استان سمنان متاسفانه در سال های اخیر شاهد هستیم که برای بازآفرینی اعتماد از دست رفته اقدامی صورت نمی گیرد بلکه حتی عملکرد برخی ارگان های دولتی و حاکمیتی حتی برعکس است و به این عدم اعتماد مردم صحه می گذارد، تاکید کرد: باید پذیرفت که موضع دولت در قبال مردم شفاف نیست و حرف و عمل مسئولان اصلا با هم همخوانی ندارد.
او با اشاره به اینکه مسئولان استان سمنان از یک سو اعلام می کنند که آب و برق نیست و مردم باید در مصرف آب 15 درصد و در مصرف برق 20 درصد صرفه جویی کنند زیرا منابع آب و برق کنونی کفاف تولید و مصرف خانگی و کشاورزی و … را نمی دهد از سوی دیگر در دولت سیزدهم مصوب می شود که 60 هزار خانه نهضت ملی مسکن در استان سمنان ساخته شود به صورتی که 30 هزار واحد در شهر جدید ایوانکی و مابقی در دیگر نقاط استان؛ لذا مردم مشخصاً نمی دانند که بالاخره آب و برق وجود دارد یا ندارد؟
این فعال اقتصادی با بیان اینکه مهمترین رکن اعتماد ساز این است که حرف و عمل مسئولان دولتی در کف جامعه همخوانی داشته باشد، گفت: روزی نیست که ما در اخبار درباره طرح های کاهنده قیمت مصاحبه ای را نبینیم اما درعمل چه افتاقی رخ می دهد؟ یا درباره کاهش نرخ بیکاری و اشتغال زایی و … بارها و بارها در استان سمنان بحث های جدی صورت می گیرد اما اگر یکبار، دو بار نهایتاً سه بار مردم از شما صحبتی بینند که در زندگی شان مشاهده نمی کنند، دفعه چهارم دیگر نمی توانید آنها را با خود همراه سازید و این چالش جدی مسئولان ما در استان سمنان است.
باید چه کرد؟ یک اقتصاد دان در گفتگو با خبرنگار کرامت انسانی با بیان اینکه بهترین کاری که دولت باید صورت دهد این است که کاری نکند! به عبارت دیگر بگذارد که فرایند های بازارهای سرمایه و بورس و … به کار خودشان به صورت طبیعی ادامه دهند و هیچ دخالتی درباره آنها صورت ندهد.
احسان منوچهری با بیان اینکه تقریباً همه اقتصاد کشور در دست دولت است در نتیجه دولت در تمام شئون زندگی انسان از خودرو، درمان، کالابرگ، روغن و مرغ، دلار و سکه و آموزش و پرورش و … دخیل است لذا ماجرای اعتماد افزایی در بین مردم یک مقوله سهل و ممتنع است از یک سو می توان با چند اقدام عاجل به راحتی کمک کرد تا بخشی از سرمایه های مردمی یا نقدینگی جمع آوری شود از سوی دیگر دشوار است زیرا دولت ها در یک دهه اخیر دست کم نشان داده اند که اصلا نمی دانند باید چه کار کنند؟
او با بیان اینکه امروز با فرآیند های بیمار اقتصادی کشور، بدون تعارف باید گفت دلالی بیشترین سود را از تولید دارد در نتیجه بسیاری از کسانی که به نام سرمایه گذار وارد عرصه های انرژی و تولیدی و صنعتی و … شده اند تسهیلات دولتی را دریافت کرده و سکه و دلار و خودرو . … خریده اند یعنی به جای اینکه نقدینگی به تولید بیاید از تولید کاسته شده و به دلالی افزوده شده است، اضافه کرد: همه چیز در کشور ما به واسطه تصمیمات نادرست و شرایط بسیار بد اقتصادی برعکس شده و امروز جای اینکه درآمد دلالی در تولید به کار گیری شود درآمد ها و منفعت های تولیدی در دلالی به کارگیری می شود و حتی فراتر از آن فاجعه اینجا است که حتی دولتی ها خودشان هم دلالی می کنند.
این فعال اقتصادی ادامه می دهد: چندی قبل خبر رسید که شرکت دولتی خودرو سازی چند صد تن خوراک دام را وارد کرده تا با قیمت بالاتر بفروشد یا در مثال دیگر شاهد هستیم که حتی بانک ها دلالی می کنند و به بازار مسکن ورود دارند و بلوک های چند صد واحدی می سازند تا بتوانند بیشتر و گرانتر بفروشند همچنین از یک شرکت دولتی چندی قبل چند صد سکه کشف شده بود که قصد فروش آن را داشتند و لذا شرایط امروز به سمتی رفته که دولتی ها هم ترجیح داده اند که دلالی کنند.
حتماً تغییر فرهنگ تولید محور به دلالی به زیان اقتصادی کشور به خصوص در دراز مدت است زیرا تولید را از بین می برد و وقتی تولیدی وجود نداشته باشد اشتغال نیست و وقتی شغلی نباشد، خانواده ها درآمدی ندارند مشکل اما اینجا است که چه زمان ساختارهای اقتصادی کلان کشورمان قرار است اصلاح شوند تا این سیستم دلال پروری جای خود را به سرمایه گردانی و تولید محوری بدهد.



