
محمد مهدی کریمی: مهاجرت نخبگان به عنوان یک پدیده جهانی، در سالهای اخیر به ویژه در کشورهای در حال توسعه، به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. ایران نیز به عنوان کشوری با ظرفیتهای علمی و فرهنگی بالا، با پدیده “فرار مغزها” مواجه است. این موضوع به ویژه در مورد زنان نخبه، با ابعاد خاص خود قابل بررسی است. نخبگانی که به دلایل مختلف از جمله شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، کشور را ترک میکنند، همواره با چالشهای جدیدی در کشورهای مقصد روبرو میشوند و در عین حال، کشور مبدا خود را از دستاوردهای علمی و فرهنگی آنان محروم میسازد.
مهاجرت(صادرات) مریم ها:
در این راستا، “صادرات مریم” به عنوان نمادی از نخبگان زن ایرانی که توانستهاند در عرصههای مختلف علمی و پژوهشی در سطح جهانی بدرخشند، موضوعی حائز اهمیت است.
مریم میرزاخانی، ریاضیدان برجسته و برنده جایزه جهانی ریاضیات، مریم کوچکی نژاد، منتخب چهل دانشمند برتر جوان دنیا، پسا دکترای فیزیک از دانشگاه هاروارد، مریم اسلامی، استاد ژنتیک دانشگاه هاروارد، برترین مخترع زن سال از سوی سازمان ملل متحد، مریم متین مقدم، متخصص ژنتیک سرطان و بیولوژی مولکولی از دانشگاه شفیلد انگلستان
تنها نمونههایی از این نخبگان هستند که با استعداد و توانمندیهای خود توانستهاند در عرصههای بینالمللی موفقیتهای چشمگیری کسب کنند.
اما سوال اصلی این است که چرا کشور ایران نتوانسته است از این نخبگان بهرهبرداری کند؟ دلایل متعددی از جمله عدم حمایتهای کافی از سوی دولت، نبود امکانات و زیرساختهای مناسب برای تحقیق و توسعه، و همچنین شرایط اجتماعی و سیاسی نامناسب میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
مهاجرت زنان نخبگان:
یکی از معایب اصلی این پدیده، از دست رفتن سرمایه انسانی ارزشمند است. وقتی نخبگان زن کشور را ترک میکنند، جامعه از توانمندیها و دانش آنها بیبهره میماند و این امر میتواند به کاهش کیفیت پژوهش و نوآوری در کشور منجر شود. همچنین، در کشوری که به این افراد آن طور که باید بهاء داده نمی شود، مهاجرت نخبگان میتواند به ایجاد شکافهای اجتماعی و اقتصادی عمیقتر در کشور مبدا منجر شود، زیرا نخبگان معمولاً در گروههای خاصی از جامعه قرار دارند و خروج آنها میتواند به عدم توازن در توسعه اجتماعی منجر شود. علاوه بر این، احساس ناامنی و عدم اعتماد به نفس در میان نخبگان و مخصوصا زنانِ باقیمانده نیز ممکن است افزایش یابد.
علاوه بر این، مهاجرت نخبگان زن به ویژه در ایران، میتواند به عنوان یک فرصت برای ایجاد شبکههای علمی و فرهنگی بینالمللی تلقی شود. این شبکهها میتوانند به تبادل دانش و فناوری کمک کرده و در نهایت به پیشرفت کشور مبدا نیز منجر شوند.
در این نوشته به طور مختصر، به برخی از نخبگان زن ایرانی که به خارج از کشور مهاجرت کردهاند، اشاره شد. در ادامه و اگر امکان آن فراهم بود، به تحلیل دلایل مهاجرت ایشان، چالشها و فرصتهایی که در کشورهای جدید با آن مواجه میشوند، و تأثیرات این روند بر جامعه و اقتصاد ایران خواهیم پرداخت. همچنین، با بررسی نمونههای بیشتری از نخبگان زن موفق ایرانی در خارج از کشور، سعی خواهیم کرد تا روشن کنیم که چگونه میتوان از این تجربیات برای توسعه پایدار و جلب این نخبگان به کشور استفاده کرد.
این موضوع نه تنها نیازمند توجه جدی از سوی سیاستگذاران و مسئولان کشور است، بلکه میتواند به عنوان یک الگو برای سایر کشورها نیز مورد استفاده قرار گیرد. با شناخت دقیقتر از علل مهاجرت نخبگان و مخصوصا زنان، تلاش برای ایجاد شرایط مناسب برای بازگشت آنها، میتوانیم به توسعه پایدار و علمی کشور کمک کنیم.



