
کرامت انسانی – گروه فرهنگ و هنر: خانواده های بسیاری هستند که می پرسند «چه کنیم که فرزندمان علاقمند به موسیقی، کتاب و هنر و ادبیات و … شود» یکی از مهمترین پاسخ ها به این سوال این است که والدین خانه شان را از هنر خالی نکنند زیرا کودکان می بینند و یاد می گیرند. در واقع بسیاری از کارشناسان روانشناسی بر این عقیده هستند که الگو پذیری از خانواده ها از ارکان مهم شکل گیری شخصیت کودکان است یعنی کودک در خانواده ای که مسواک زدن به صورت متنواب در آن باب است احتمال بسیار زیاد نسبت به بهداشت دهان و دندان خود اهتمام بیشتری خواهد داشت.
کتاب و موسیقی و هنر و ادبیات و … هم همین حالت را دارد اگر کودکی از بچگی مشاهده کند که کتاب جزئی از زندگی والدین او است و آن را در دست اعضای خانواده ولو در کوتاه ترین حالت ممکن مشاهده کند، احتمال بسیار زیاد علاقمند به کتابخوانی خواهد شد کما اینکه در خانواده هایی که مثلاً موسیقی رواج بیشتری داشته هنرمندان ارزنده موسیقی کشورمان رشد کرده اند.
حال فرض کنیم که به جای خواندن کتاب و مجله و شنیدن موسیقی های سالم، فرزندان مان مدام در دستان مان موبایل ببینند در نتیجه چه توقعی می توان داشت که فرزندمان در دوران نوجوانی و جوانی به جای تلفن همراه، کتاب در دست بگیرد در نتیجه بسیار اهمیت دارد که خانواده ها چه رفتاری در برابر کودکان داشته باشند.
رکن دیگری که می تواند فرزندان مان را کتابخوان کند جامعه است در واقع باید بپذیریم که شهرهای ما خالی از المان های کتاب هستند در واقع شهرهای خالی از کتاب داریم و مهمتر اینکه سیستم آموزشی ما هم نتوانسته آنطور که باید و شاید نسل کتابخوانی را تربیت کند تا جایی که سرانه مطالعه در کشورمان حتی روند کاهشی هم داشته است.
ما نمی توانیم در برابر همه سیستم ها بایستیم اما می توانیم دست کم محیط خانه مان را به فضایی مناسب با بهداشت روانی مناسب برای فرزندان مان بدل کنیم که رفتارهای خوب را از ما بیاموزند.
یکی دیگر از کارهایی که می توان برای فرزندان کرد قصه گویی و کتابخوانی از سنین اندک است این موضوع سبب می شود تا گوش و ذهن فرزندان مان با مقوله کتاب و مطالعه آشنا شود و پذیرش کتاب در نوجوانی و جوانی که سن اساسی کتابخوانی است، بیشتر شود در نتیجه باید به این اصل مهم هم اشاره داشت. در نهایت باید گفت این ما هستیم که تعیین می کنیم فرزند شش ساله مان در دست ما سیگار ببیند یا کتاب؛ و این ما هستیم که با همین خرده رفتارهای ظاهراً بی اهمیت مان، سرنوشت یک آدم را در تمام عمرش تعیین می کنیم.



